تبلیغات
پایگاه تبلیغات کارا نوین کار - دانستنی ها

کانون تبلیغات کارا نوین کار

آدرس آی پی:
سیستم عامل:
نسخه: بیت
اندازه تصویر:

پایگاه تبلیغات کارا نوین کار - دانستنی ها

طراح و مجری تبلیغات اینترنتی

صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نسخه ی موبایل

تعرفه تبلیغات

هزینه تبلیغ متنی در سایت ماهانه 5000 تومان و هزینه تبلیغات تصویری ماهانه 10000 تومان می باشد برای تبلیغ روی لینگ های زیر کلیک کنید

راهنمای ایجاد تبلیغات

ارسال تبلیغات

تعرفه و هزینه تبلیغات

پرداخت هزینه تبلیغات

نظر سنجی

چه امتیازی به ما می دهید.





تصویر روز


 

تقویم

چت روم

پشتیبان

تلفن 46883691-021

آجورلو 09353957056

قدیانی 09369278781

 

موضوع تبلیغات

فرش و موکت

صنایع چوبی

برقی و گازی

طلا و جواهرات

پوشاک

خدمات ملکی

صوتی و تصویری

املاک کشاورزی

اتاق پاسیون

مغازه

ویلا

باغ و زمین

وام مسکن

گوشی موبایل

خط موبایل

آموزش رانندگی

آموزش آشپزی

آموزش هنرهای زیبایی

آموزش موسیقی

آموزش رشته های ورزشی

فرصت های دانشجویی

کتاب های آموزشی

پروژه های دانشگاهی

آموزشگاه دروس

تدریس خصوصی

آموزش فنی حرفه ای

آموزش کنکور

آموزش زبان

موبایل

کامپیوتر دست دوم

مجله و کتاب

خریداری کامپیوتر

تعمیر و نگهداری کامپیوتر

آموزش کامپیوتر

CD , DVD

پرینتر و اسکنر

خدمات شبکه

برنامه نویسی

گرافیگ کامپیوتر

hosting

طراحی وب web

لوازم جانبی

کامپیوتر و قطعات

چاپ و تبلیغات

ترجمه

تعمیرگاه خودرو

بیمه

تزئینات خودرو

حمل و نقل

نمایشگاه ماشین

مشارکت در ساخت خانه

دزدگیر ماشین

واردات

سرامیک

سنگ

موتور

آیفون

کولر

جلسقیر سقفی

MDF

کانکس

تراکتور

فروش وام

upvc

صادرات

سیمان-گچ-آجر

اعطای نمایندگی

تصویه ی آب و آّب معدنی

مصالح ساختمانی و فلزی

نما سازی ( شیشه - کامپوزیت - نمای آلمینیوم )

لوله و اتصالات

سوله

کف پوش و دیوار پوش

کابینت و سیستم آشپزخانه

عملیات ساختمانی و پیمانکاری

داربست

شومینه و معماری داخل

سرویس بهداشتی

سقف و دیوار

سازه های فلزی-بتنی و فضایی

در و پنجره

تزئینات و رنگ کاری ساختمان

تجهیزات جانبی-رفاهی و ورزشی

تاسیسات فنی

برق و روشنایی

ایزوگام عایق

امنیت و حفاضت ساختمان

استخر-سونا-جکوزی

آسانسور و بالا بر پله برقی

آمار

بازدید امروز: 24
بازدید دیروز : 68
بازدید کل : 379


خوش آمدید

 

واقعیات زندگی ناپلئون

 
یكی از پیچیده ترین و اسرار امیزترین معماهای تاریخ , " معمای مرگ ناپلئون بناپارت " است . همین معما باعث شده تا علم پزشكی نوین وارد عرصه شده و مورخین را یاری كنند تا پرده از این راز صد ساله بر دارد . چرا و چگونه این معما شكل گرفته؟؟!! زیرا این تصور وجود دارد كه " ناپلئون بناپارت " به مرگ طبیعی درنگذشته است , بلكه به ضرب گلوله از پای در امده است , و شخصی كه بعنوان ناپلئون بناپارت در تبیعدگاه " سنت هلن " به مرگ طبیعی درگذشت – ناپلئون واقعی نبوده است, و این خود همواره بصورت یكی از اسرار تاریخ باقی مانده است . برای پی گیری موضوع به سراغ مداركی میرویم كه " پیتر مك رون " مورخ و یكی از بزرگترین كارگاهان " اسكاتلندیارد" انها را جمع اوری كرده است .

در دهكده " بالی مور " واقع در فرانسه مدرك رنگ و رو رفته ای بدست امده كه معمای شگفت انگیز" ناپلئون بناپارت " را تا حدودی روشن میكند . بر روی این صفحه از كاغذ كه امار مرگ و میر دهكده را در ان زمان مشخص میسازد نام مردی ذكر شده است بنام " فرانسوا اوژن ربو " و در این صفحه چنین نوشته شده است . " فرانسوا اوژن ربو " در سال 1771 در این دهكده متولد شد و در جزیره " سنت هلن " در گذشت . تاریخ مرگ او را كه احتمالا جعلی بوده از مدتها پیش پاك كرده اند و این خود میتواند دلیل خوبی برای مدارك موجود باشد . هیچ ببعبد نیست كه این شخص , روز پنجم مه 1821 با نام " ناپلئون بناپارت به " سنت هلن " درگذشته باشد . زیرا این شخص شباهت زیادی به "ناپلئون بناپارت " داشت . " ناپلئون بناپارت " با زحمت فراوان توانسته بود هم شكلهای متعددی برای خود پیدا كند, و چهار نفر را كه از هر جهت شبیه او بودند , در اطراف خود نگهداری میكرد – و یكی از انها همین اقای " فرانسوا اوژن ربو " بود . < تاریخ سرنوشت عجیبی دارد, حتما شما عزیزان بیاد دارید همین دیكتاتور سابق عراق جناب صدام حسین چند نفر را كه شبیه خودش بودند در اب نمك خوابانده بود – هر چند گرفتار شد و هیچكدام از این عروسكها بكارش نیامد . جناب هیتلر هم چنین كاری كرده بود . یكی از ملكه های زمان فراعنه برای اینكه راحت از قصر خارج شود و برای عشق و حال بتواند براحتی قصر را ترك كند, یكی از همین عروسكهای زنده را كه شبیه خودش بود – در مكانی نگهداری میكرد.> همه هم شكلهای ناپلئون بناپارت گرفتار سرنوشت دردناكی شدند . یكی از انها درست پیش از جنگ " واترلو " مسموم و كشته شد . دیگری فلج گردید و سومی بضرب گلوله ناشناسی از پا در امد و هنگامی كه ستاره اقبال " بناپارت " افول كرد , تنها " فرانسوا اوژن ربو " زنده مانده بود و برای زندگی با خواهرش به دهكده " بالی كور " رفت . " ناپلئون بناپارت " به جزیره " سنت هلن " واقع در ابهای مجاور سواحل افریقا تبعید شد . مقامات انگلیسی و فرانسوی توافق كردند كه مراقب او باشند و اجازه ندهند همانگونه كه یكبار از " الب " گریخته بود, باز هم از این منطقه فرار كند . برای همین فرانسویها سخت او را زیر نظر داشتند و انگلیسیها تعدادی قایق گشتی را در ابهای اطراف جزیره به نگهبانی گماشته بودند تا از فرار احتمالی " ناپلئون بناپارت " جلوگیری كنند . " ناپلئون تمام عوامل لازم را برای فرار خود در اختیار داشت . یعنی هم پول داشت , هم از كمك دوستانی كه حاضر بودند جان خود را فدای او كنند – و هم صبر و شكیبایی زیادی بخرج میداد . اینك ببینیم در ان زمان چه وقایعی اتفاق افتاد . در سال 1881 ژنرال " گورگار " از مقام فرماندهی " سنت هلن " بركنار شد و ژنرال " برتراند " بجای او منصوب گردید . " گورگار " به پاریس بازگشت تا زندگی بازنشستگی را طی كند . دو ماه بعد از ورود او به پاریس یك كالسكه زیبا وارد دهكده " بالی كور " شد . كالسكه ران – نشانی خانه " فرانسوا اوژن ربو " را جویا شد . اما اینكه چه كسانی درون كالسكه نشسته بودند و چرا انها در جستجوی هم شكل و قیافه " ناپلئون بناپارت " می گشتند.؟ هرگز این موضوع معلوم نشد و درشمار اسرار باقی ماند . " فرانسوا اوژن ربو " به همراه خواهرش زندگی عادی خود را میكردند و هر كس از انها درباره كالسكه ناشناس سئوال میكرد – با خونسردی میگفتند: كه یك پزشك میخواست تعدادی خرگوش برای مهمانی خود خریداری كند . ولی واقعیت جز این بود . در یكی از شبهای پائیز همان سال " فرانسوا اوژن ربو " بهمراه خواهرش بطرز عجیبی ناپدید شدند و هیچ اثری از انها بدست نیامد . مدتی بعد خواهرش را دیدند كه در نهایت اسایش و رفا در " تور " زندگی میكرد. او اظهار میكرد كه مخارج او را یك پزشك نیكوكار تامین می كند .! البته خود او هرگز ان پزشك را ندیده بود و تمام مخارج زندگی بوسیله پست و اكثرا" توسط شخصی گمنام برای او فرستاده می شد .! در مورد برادرش میگفت : كه او به سفر دریائی رفته است و از او خبری ندارد . " ناپلئون بناپارت " برای فرار از جزیره " سنت هلن " به چهار چیز نیاز داشت . 1 – یك هم شكل .2 – یك كشتی . 3 - تعدادی دوست وفادار 4- پول. با توجه به توضیحات داده شده متوجه میشویم " ناپلئون بناپارت " تمام عوامل را در اختیار داشت است . در زمستان سال 1818 یكماه پس از ناپدید شدن " فرانسوا اوژن ربو " همسر ژنرال " برتراند " به یكی از دوستانش نوشت : ما موفق میشویم – ناپلئون از جزیره گریخته است .! در همان روزها , مرد ناشناس شیك پوشی كه خود را " ریوار " مینامید – وارد شهر " ورونا " واقع در ایتالیا شد . او خود را بازرگانی از شمال فرانسه معرفی میكرد كه همسرش فوت كرده و قصد دارد, تجارت كوچكی در زمینه خرید و فروش الماس را اغاز كند . او برای اینكار شریكی بنام اقای " پتروچی " برای خود دست و پا كرده بود كه كارها را اداره میكرد – و بشوخی " ریوار " را امپراطور صدا میزد, زیرا " ریوار " شباهت باور نكردنی به " ناپلئون بناپارت " داشت . بطوریكه بعدا" – " پتروچی " و دیگران اظهار میداشتند, بعد از ظهر روز 23 اوت 1823 " ریوار " پیغام لاك و مهر شده ای را دریافت داشت و پس از اطلاع از مضمون ان – سخت اشفته خاطر گردید و به " پتروچی " گفت كه مجبور است برای انجام یك ماموریت مهم " ورونا " را ترك كند . دو ساعت بعد او سوار كالسكه ای شد و پیش از حركت نامه لاك و مهر شده را به " پتروچی " داد و از او خواست كه اگر ظرف سه ماه بازنگشت – انرا به پادشاه فرانسه تسلیم كند . دوازده شب پس از ان واقعه, اندكی بعد از ساعت یازده شب 4 سپتامبر 1823 همه چراغهای قصر " شونبرون " در اتریش روشن بود و پسر " ناپلئون بناپارت " در اتش تب میسوخت. یكی از نگهبانان كه در ان وقت شب در بیرون قصر به نگهبانی مشغول بود, ناگهان از صدای بهم خوردن برگهای درخت مو توجه اش به ان سو جلب شد و سایه ای را مشاهده كرد كه خود را به زمین انداخت و بطرف قصر دوید, نگهبان اتش گشود و یكی از گلوله ها به شكم ان شخص كه قصد داشت خود را به قصر برساند – اصابت كرد و كار او را یكسره نمود . نگهبان نگاهی به جسد انداخت و بلافاصله افسر مافوق خود را از جریان مطلع ساخت . سرانجام سفارت فرانسه مسولیت رسیدگی به این امور را بر عهده گرفت تا انكه همسر " ناپلئون بناپارت " در خواست كرد جسد مرد ناشناس در ارامگاه خانوادگی دفن شود و این كار انجام شد . " ریوار " هیچگاه به " ورونا " بازنگست و " پتروچی " نامه لاك و مهر شده را به پادشاه فراسه تسلیم كرد و در ازای این خدمت و سكوتی كه اختیار كرده بود, پاداشت قابل توجهی دریافت نمود . در جزیره " سنت هلن " نیز – سرانجام مرگ به سراغ زندانی كه همه تصور میكردند , " ناپلئون بناپارت " است امد . در حالیكه این این زندانی نه مثل ناپلئون نوشتن بلد بود و نه میتوانست مثل ناپلئون سخن بگوید . " هر چند بعضی ها میگفتند : شرایط تبعید و اقامت در جزیره او را به چنین روزی انداخته است – اما انها كه او را میشناختند, میدانستند – " ناپلئون بناپارت " نوشتن و سخنوری را در خون خود دارد و مدارك و فرمانهای او این موضوع را كاملا اثبات می كند . بهر حال مردی كه در " سنت هلن " در اسارت بسر میبرد در سال 1881 بر اثر ابتلا به سرطان معده درگذشت, و هیچ یك از خانواده او اصراری بر دفن او در مزار خانوادگی او نكرد . ایا بازرگان ناشناسی كه خود را " ریوار " مینامید, همان " ناپلئون بناپارت " واقعی نبود كه پس از فرار از زندان " سنت هلن " به ایتالیا رفته بود و ظاهرا" به كار تجارت اشتغال داشت.؟ و پنج سال بعد یعنی در سال 1823< كه در حقیقت دو سال از مرگ " ناپلئون قلابی " میگذشت> از طریق یك نامه لاك و مهر شده – از بیماری شدید فرزندش اگاه گردید و تصمیم گرفت به هر ترتیب شده خود را به خانواده اش برساند؟ همان مردی كه به ضرب گلوله از پا در امد.؟ سالها بعد, در سال 1956 دولت بریتانیا فاش ساخت كه قسمتی از روده " ناپلئون بناپارت " را در اختیار دارد, و این مدرك اشكارا نشان میدهد كه صاحب ان نه بر اثر سرطان معده , بلكه بر اثر اصابت گلوله درگذشته است .!!گلوله ای كه در باغ قصر " شونبرون " به سوی شخص ناشناس شلیك شده بود . و در حقیقت این ناشناس كسی جزء " ناپلئون بناپارت " واقعی نبود – و انكس كه در جزیره " سنت هلن " بر اثر ابتلا به سرطان معده درگذشته بود, كسی نبود جز " فرانسوا اوژن ربو " هم شكل " ناپلئون بناپارت "

** توضیح: اما یكی از شگفت انگیزترین نكته های این معمای تاریخی, وجود تابوتی در موزه مخصوص ناپلئون بناپارت است . در این موزه علاوه بر دستنوشته ها و فرامین مختلف – و نقشه های جنگی كه توسط خود ناپلئون بناپارت برای تسخیر دیگر ممالك كشیده یا صادر گردیده است . تابوتی بچشم میخورد كه روزانه افراد مختلفی از ان دیدن می كنند . این تابوت همان تابوتی است كه با ان شخص مورد نظر همسر ناپلئون بناپارت كه در باغ قصر " شونبرون " توسط تیر نگهبان از پا درامد تا مزار خانوادگی " بناپارت " تشیع شده است . این تابوت در تاریخ 1963 توسط یكی از بازماندگان بناپارت به موزه فوق اهدا گردیده است .

ناپلئون بناپارت : در دنیا فقط از یك چیز باید ترسید و آن خود ترس است .
ناپلئون بناپارت : اولین شرط توفیق شهامت و بی باكی است
.
ناپلئون بناپارت : نایاب ترین چیزها در جهان دوست صمیمی است
.
ناپلئون بناپارت : دردها و رنج ها فكر انسان را قوی می سازد

ناپلئون بناپارت : كسانی كه روح نامید دارند مقصرترین مردم هستند.
ناپلئون بناپارت : كسی كه می ترسد شكست بخورد حتما شكست خواهد خورد
.
ناپلئون بناپارت : یك روز زندگی پر غوغا و در شهرت و افتخار بهتر از صد سال گمنامی است
.
ناپلئون بناپارت : پیروزی یعنی خواستن
.
ناپلئون بناپارت : عشق گوهری است گرانبها ، اگر با عفت توام باشد
.
ناپلئون بناپارت : عفت در زن مانند شجاعت است در مرد ، من از مرد ترسو همچنان متنفرم كه از زن نانجیب

ناپلئون بناپارت : فداكاری در راه وطن از همه فضایل باارزشتر است

خاطره خنده دار یك پزشك
یك مرد 30 ساله به اتاق معاینه آمد و آرام برگه آزمایشی را روی میز گذاشت. نگاهی به ورقه انداختم، دیدم تست بارداری (B-hcg) است. اینطور مواقع خیلی از آقایان موقع نشان دادن ورقه آزمایش همسرشان هم هیجان‌زده هستند و هم كمی تا قسمتی خجالت می‌كشند. اگر اتفاقا كس دیگری در اتاق معاینه باشد، معمولا خیلی آرام به مراجعه‌كننده می گویم : «مثبته» یا «منفیه» و اگر دیدم متوجه منظورم نشده، روشن می‌گویم خانم باردار است یا نیست.

نگاهی به آزمایش كه انداختم دیدم با تیتر بالا مثبت است. بنابراین گفتم: مثبته. و چون تحیر آقا را دیدم گفتم: یعنی خانم حامله است.

دیدم خجالت‌زده سرش را زیر انداخت و رفت. گفتم خوب خجالتی است دیگر و مشغول ویزیت یك بیمار دیگر شدم.

چند دقیقه بعد دیدم دوباره آرام آمد. با خودم گفتم حتما حاملگی ناخواسته بوده و استرس آقا به این خاطر است.

آقا گفت: آخه می‌خوام بدونم مشكلش چیه.
گفتم: این كه فقط یه تست بارداریه، اگه خانم مشكل خاصی داره بره پیش یك پزشك زنان، ویزیت بشه.
گفت: نه دكتر، باردار چیه.

اینجا بود كه فورا متوجه غیرعادی بودن قضایا شدم، ممكن بود آزمایش برای یك خانم ازدواج‌نكرده باشد. پرسیدم كه اسم بیمار چیست ولی متوجه شدم برگه آزمایش را اشتباه دستش داده‌اند. او می‌خواست بداند چربی و قتند مادر 60 ساله‌اش چطور است! شانس با من بود كه مراجعه‌كننده خجول و بافرهنگی داشتم!

از آن موقع هر وقت برگه آزمایشی را دستم می‌دهند، می‌پرسم: اسم بیمار شما اینه؟ چند سالشه؟ حالا آزمایش هر چه می‌خواهد باشد!

نویسنده : پرهام . نیكان | ۲۳ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۵:۵۳:۴۹ | آرشیو نظرات (0) | ادامه مطلب


برای خانه تكانی از كجا باید شروع كرد؟

یك برنامه ریزی صحیح برای خانه تكانی از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا اضطراب ناشی از انبوه كارها باعث فشار عصبی زیادی می شود كه شاید بازدارنده بوده و كار را همانند غولی عظیم جلوه گر كند.

اگر شما بدانید چه كارهایی را باید انجام دهید و بدانید ترتیب انجام آنها كدام است مطمئن باشید نیمی از كار را انجام داده اید.

حالا قلم و كاغذ به دست بگیرید و تمام كارهایی كه باید انجام شود، بنویسید. سپس روی ورقه ای دیگر كارها را به ترتیبی كه باید انجام داده شود ردیف كنید.

آشپزخانه؛ شامل نظافت كاشیها (اگر كاشیهای آشپزخانه بیش از حد چرب و كثیف بود از یك دستمال آغشته به نفت برای پاك كردن چربیها استفاده كنید. سپس با آب و پودر بشویید)، كابینتها، پنجره، شستن پرده و تمیز كردن هواكش و لامپ.

اتاق خواب؛ نظافت دیوار و سقف، پنجره. شستن پرده و ملافه ها. تمیز و مرتب كردن كمدها.

پذیرایی؛ نظافت دیوار و سقف، پنجره، شستن پرده. گردگیری كامل مبلمان و دیگر وسایل آن.

حمام و دستشویی؛ شستن كاشیها و لوازم بهداشتی

برای انجام هر قسمت كار روز خاصی را در نظر بگیرید.

دیوار و سقف

ابتدا تمام وسایل اتاق را جمع كنید تابلوها را بردارید و پنجره ها را باز كنید بعد با برس دسته بلند سقف و دیوارها را گردگیری كنید. اگر رنگ دیوارها قابل شستشو است محلول آب ولرم و صابون و مقدار كمی مایع سفید كننده را با اسفنج روی دیوار بكشید و با دستمال تمیز پاك كنید. هر بار قسمت كوچكی از دیوار را تمیز كنید (حداكثر نیم متر مربع). مرز بین دو قسمت تمیز شده را نیز هر بار تمیز كنید تا لكه به جا نماند.

تمیز كردن رادیاتور شوفاژ

برای این كار زیر و رو و اطراف رادیاتور روزنامه ی خیس قرار دهید. سپس با قسمت دمیدن هوای جاری برقی آنها را تمیز كنید و یا یك دستمال نمدار را با یك برس دسته بلند كه بین پره های رادیاتور برود پاك كنید.

پرده ها

بعد از شستن دیوارها، درها و كف منزل نوبت پرده ها می رسد. پرده های نخی در اثر تابش نور آفتاب و تأثیر آب و هوا بر آنها الیافش ضعیف می شود ولی پارچه های الیاف مصنوعی كمتر دچار چنین زیانهایی می شوند.

پرده های نخی را قبل از شستن به مدت 15-10 دقیقه در آب سرد یا ولرم خیس كنید تا گرد و غبار جمع شده بر روی آن جدا شود. پرده را به آرامی بلند كنید. آب كثیف را خالی نمایید. سپس پرده را در محلول كف صابون ولرم و غلیظ بشویید. البته با ملایمت سعی كنید كه آن را به هیچ وجه نچلانید. سه بار پرده را با آب ولرم آبكشی كنید.

اگر از ماشین لباسشویی استفاده می كنید. برای شستشوی اول دستگاه را روی درجه كم مقدماتی بشویید و شستشوی بعد را هم 2 دقیقه با درجه كم تنظیم كرده و بشویید.

پرده را قبل از اینكه كاملاً خشك شود، وقتی كمی نمدار است اتو بزنید. اتو را از پشت به موازات الیاف طولی آن بكشید.

پرده حمام

پرده ی حمام را روی سطحی صاف پهن كنید و با محلول غلیظ كف صابون و آب ولرم بشویید و به همین ترتیب بعد آبكشی كنید. سپس با پارچه ای تمیز آن خشك كنید.

در تنظیم برنامه توجه داشته باشید كه برای انجام كارهایی كه نیاز به كمك دیگران دارید. روزهای تعطیل را در نظر بگیرید و كارهایی كه دیگران باید انجام دهند به ترتیب اهمیت لیست كرده با نام هر فرد به او بدهید. به این ترتیب مطمئن باشید كه بدون فشارهای جسمی طی چند روز كارها تمام می شود. در این شماره نكاتی درباره نظافت دیوارها، رادیاتور و پرده ها داده شده است.

این اولین مرحله كار است. در مرحله ی دوم باید برنامه ی غذایی خاصی برای این چند روز پر كار داشته باشید. برنامه ای كه وقت زیادی برای آشپزی صرف نشود و در عین حال از انرژی خوبی برخوردار باشید.


اگر موبایلتان در آب افتاد...


آب و محصولات الكترونیكی به‌ ویژه رایانه‌های جیبی یا تلفن‌های همراه هیچ سازگاری با یكدیگر ندارند ، پس می‌توان تصور كرد در صورتی كه این دستگاه‌ها به‌طور تصادفی در آب بیفتند چه اتفاقی ممكن است رخ دهد.

 آسیب‌دیدگی ناشی از تماس با هر نوع آبی برای تلفن همراه بی‌نهایت صدمه زننده خواهد بود زیرا موجب اتصال كوتاه یا از بین رفتن قطعات الكترونیكی ظریف داخل دستگاه می‌شود.

اما برای این كه هزینه خرید یك دستگاه جدید به صاحب بدشانس آن تحمیل نشود، راه‌هایی برای نجات تلفن‌های همراه خیس شده وجود دارد كه در زیر به شرح آن‌ها پرداخته شده است:

تلفن را از آب خارج كنید؛ هراندازه سریع‌تر از آب گرفته شود، ممكن است با آسیب‌دیدگی كمتری مواجه شود، اگرچه این اقدام ساده به نظر می‌رسد اما در نجات تلفن از خرابی همیشگی اهمیت به‌سزایی دارد.

در مرحله بعد باید باتری را از تلفن همراه خارج كنیم كه باید به‌محض خارج كردن تلفن از آب صورت بگیرد و این كار به نجات هر دوی تلفن و باتری آن كمك می‌كند كه هرچه بیش‌تر با نحوه جدا كردن باتری تلفن آشنا باشیم به سرعت می‌توانیم آن را خارج كنیم.

سپس سیم‌كارت تلفن را خارج كرده و تمامی اطلاعات و شماره تما‌س‌هایی را كه در آن وجود دارد، ذخیره می‌كنیم زیرا حتی اگر تمامی تماس‌ها و اطلاعات برروی آن ذخیره نشده باشد، دست‌كم می‌توان با برداشتن آن تا اندازه‌ای از میزان دردسرهای احتمالی كم كرد.

پس از برداشتن این دو قطعه، در مرحله بعد باید به خشك كردن تلفن اقدام كرد كه در این مورد توصیه می‌شود از وسایل الكترونیكی مانند خشك‌كننده‌های موی سر استفاده نشود زیرا ممكن است تنها آسیب‌دیدگی تلفن تشدید شود. خشك كردن دستگاه باید با تكان دادن آرام دستگاه و تكاندن قطرات باقی مانده در آن و خشك كردن به‌ویژه درزها و شكاف‌های آن با یك پارچه نرم انجام بگیرد. سپس به مدت چندین ساعت باید دستگاه را با برنج یا مواد جذب كننده رطوبت دیگر بپوشانیم و اجازه بدهیم تلفن دست كم به مدت یك روز به همین صورت باقی بماند.

در آخر پس از گذراندن تمامی این مراحل زمان آن می‌رسد تا مشاهده كنیم اقدامات انجام گرفته نتیجه بخش بوده یا خیر. برای این منظور باتری را دوباره در تلفن قرار داده و آن را روشن می‌كنیم. اگر اتفاقی نیفتاد سعی می‌كنیم تلفن را بدون باتری روشن كنیم كه درصورت كار كردن تلفن بدون باتری و با استفاده از سیم شارژ، باتری سوخته است در غیراین صورت متاسفانه تلفن همراه شما خراب شده است.



اهنگ سازی 09353957056

فروشگاه کارا نوین کار