تبلیغات
پایگاه تبلیغات کارا نوین کار - لطیفه 6

کانون تبلیغات کارا نوین کار

آدرس آی پی:
سیستم عامل:
نسخه: بیت
اندازه تصویر:

پایگاه تبلیغات کارا نوین کار - لطیفه 6

طراح و مجری تبلیغات اینترنتی

صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نسخه ی موبایل

تعرفه تبلیغات

هزینه تبلیغ متنی در سایت ماهانه 5000 تومان و هزینه تبلیغات تصویری ماهانه 10000 تومان می باشد برای تبلیغ روی لینگ های زیر کلیک کنید

راهنمای ایجاد تبلیغات

ارسال تبلیغات

تعرفه و هزینه تبلیغات

پرداخت هزینه تبلیغات

نظر سنجی

چه امتیازی به ما می دهید.





تصویر روز


 

تقویم

چت روم

پشتیبان

تلفن 46883691-021

آجورلو 09353957056

قدیانی 09369278781

 

موضوع تبلیغات

فرش و موکت

صنایع چوبی

برقی و گازی

طلا و جواهرات

پوشاک

خدمات ملکی

صوتی و تصویری

املاک کشاورزی

اتاق پاسیون

مغازه

ویلا

باغ و زمین

وام مسکن

گوشی موبایل

خط موبایل

آموزش رانندگی

آموزش آشپزی

آموزش هنرهای زیبایی

آموزش موسیقی

آموزش رشته های ورزشی

فرصت های دانشجویی

کتاب های آموزشی

پروژه های دانشگاهی

آموزشگاه دروس

تدریس خصوصی

آموزش فنی حرفه ای

آموزش کنکور

آموزش زبان

موبایل

کامپیوتر دست دوم

مجله و کتاب

خریداری کامپیوتر

تعمیر و نگهداری کامپیوتر

آموزش کامپیوتر

CD , DVD

پرینتر و اسکنر

خدمات شبکه

برنامه نویسی

گرافیگ کامپیوتر

hosting

طراحی وب web

لوازم جانبی

کامپیوتر و قطعات

چاپ و تبلیغات

ترجمه

تعمیرگاه خودرو

بیمه

تزئینات خودرو

حمل و نقل

نمایشگاه ماشین

مشارکت در ساخت خانه

دزدگیر ماشین

واردات

سرامیک

سنگ

موتور

آیفون

کولر

جلسقیر سقفی

MDF

کانکس

تراکتور

فروش وام

upvc

صادرات

سیمان-گچ-آجر

اعطای نمایندگی

تصویه ی آب و آّب معدنی

مصالح ساختمانی و فلزی

نما سازی ( شیشه - کامپوزیت - نمای آلمینیوم )

لوله و اتصالات

سوله

کف پوش و دیوار پوش

کابینت و سیستم آشپزخانه

عملیات ساختمانی و پیمانکاری

داربست

شومینه و معماری داخل

سرویس بهداشتی

سقف و دیوار

سازه های فلزی-بتنی و فضایی

در و پنجره

تزئینات و رنگ کاری ساختمان

تجهیزات جانبی-رفاهی و ورزشی

تاسیسات فنی

برق و روشنایی

ایزوگام عایق

امنیت و حفاضت ساختمان

استخر-سونا-جکوزی

آسانسور و بالا بر پله برقی

آمار

بازدید امروز: 24
بازدید دیروز : 68
بازدید کل : 379


خوش آمدید
مدرسه  
لطیفه های کودکانه

مامانه ساعت 7 صبح میآد بالای سرپسرش میگه: رضاجون بلند شو باید بری مدرسه دیرمیشه.
رضا از زیر پتو میگه: نه من نمی خوام برم مدرسه اونجا هیچکس منو دوست نداره، بچه ها باهام بدن، معلما ازم متنفرن، حتی فراش مدرسه هم سایه ام با تیر میزنه.
مامانه میگه: آخه رضا جون نمیشه که نری مدرسه آخه ناسلامتی تو مدیر مدرسه ای!
 

 
جنگ  
ملانصرالدین

یکی از ملانصرالدین می پرسه چه جوری جنگ شروع می شه؟
ملا بدون معطلی یکی می زنه توی گوش طرف و میگه اینجوری!

 
قیامت  
لطیفه های قدیمی

خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبیدا این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»
گفت:«می دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»
خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...»
نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم!

 

 
مواظب باش عزیزم  
نکته های با مزه وحکمت آموز

مرد موقع برگشتن به اتاق خواب گفت: "مواظب باش عزیزم، اسلحه پر است"
زن که به پشتی تخت تکیه زده بود گفت: "این را برای کشتن زنت گرفته ای؟"
"نه خیلی دل و جرات میخواهد، میخواهم یک حرفه ای استخدام کنم"
"من چطورم ؟"
مرد پوزخندی زد "آخر کدام احمقی برای آدم کشتن یک زن استخدام میکند؟"
زن لبهایش را مرطوب کرد، اسلحه را به طرف مرد گرفت و گفت:
"زن تو"

 
اسب  
لطیفه های کودکانه

پسر بابا زمستون میره بیرون؛ یه اسب میبینه که از دماغش بخار میاد پیش خودش میگه: پس اسب بخار که میگن اینه!

 
بندرعباس م  
لطیفه های تاریخ گذشته

یارو از بندرعباس میاد بهش میگن اونجا چیکار می کردی؟
میگه : عرق!!!

 
زمین و خورشید  
لطیفه های کودکانه
21 دی 1388 ساعت 23:12

یکی بود یکی نبود.یه روز زمین عاشق خورشید شده بود. بهش گفت دورت بگردم. تا ابد تو رودر باسی موند!

 
هوا  
لطیفه های کودکانه

معلم: بگو به غیر از اكسیژن چه چیزهایی در هوا وجود دارد؟

شاگرد : آقا اجازه، كلاغ ، مگس ، پشه !!!!

 
حمام  
لطیفه های کوتاه

خبرنگار: چرا قبل از هر بازی به حمام می روی؟

فوتبالیست: برای اینكه گلهای تمیز بزنم.!!!!

 
اسفناج  
لطیفه های کودکانه

 مادر : علی بیا اسفناج بخور آهن دارد

علی : آخر مادر جان الان آب خوردم می ترسم زنگ بزنم!

 
كمبوجیه  
لطیفه های کودکانه

معلم: بگو ببینم، كمبوجیه چه جور پادشاهی بود؟

شاگرد: پادشاه بدی نبود، فقط همیشه از كمبود بودجه شكایت داشت!!!

 
آخرین دندان  
لطیفه های کودکانه

معلم: آخرین دندانی كه در می آید چه دندانی است؟

شاگرد: دندان مصنوعی است

 
وخورم  
لطیفه های کوتاه

یارو میره تو جنگل میگه مو شیر و پلنگ، وخورم!
یكدفه شیره نعره میكشه طرف میگه: مو گاهی وقتا غلط زیادی هم موخوروم.

 
م.ب.ب  
نکته های با مزه وحکمت آموز

می دونی ب.م.م یعنی چی؟ یعنی بزرگترین مقسوم علیه مشترك.

حالا می دونی م.ب.ب یعنی چی؟ یعنی مربا بده بابا.

 
قصاب  
لطیفه های کوتاه

یارو میره خواستگاری. ازش می پرسن چه كاره ای؟ روش نمیشه بگه قصاب، میگه لوازم یدكی گوسفند دارم!

 
مریض  
لطیفه های پزشکی

دکتره تازه فارغ التحصیل شده بوده! برا مریضش قرص می نویسه، می گه: یکی قبل از خواب بخور، یکی قبل از بیدار شدن!

 
خیار  
لطیفه های کوتاه

به غضنفر میگن: یه میوه خوشمزه، آبدار و شیرین نام ببر؟
میگه: خیار!
بهش میگن: خیار كجاش آبدار و شیرینه؟
حیف نون میگه: با چایی شیرین بخور، نظرت عوض میشه!

 
جا به دنیا اومدی؟  
لطیفه های کوتاه

جمشید از دوستش می پرسه: تو کجا به دنیا اومدی؟ دوستش می گه تو بیمارستان. جمشید می گه: آخی! مریض بودی؟

 
منو دوست داری؟  
لطیفه های خانوادگی

زن از شوهرش می‌پرسه: عزیزم، تو منو دوست داری؟
مرد میگه: خوب معلومه عزیزم، اگه دوست نداشتم، چطور می تونستم هر شب بیام خونه پیشت، وقت و عمرم رو تلف كنم؟

 
دکتر خانوادگی  
لطیفه های پزشکی

یارو زنگ می زنه به دکتر خانوادگیشون، می گه: حال پدرم اصلا خوب نیست بیاین و نگاهی بهش بکنید.
دکتره میگه: من پرونده بابای شما رو خوب خوندم و می دونم باباتون کاملا سالمه فقط خیال می کنه که مریضه اصلا جای نگرانی نیست.
بعد از یک هفته دکتره زنگ می زنه به طرف تا حال پدرش رو بپرسه می گه: خوب، حال پدرت چطوره؟
یارو میگه: والا نمی دونم، فقط از دیروز تا حالا خیال می کنه که مرده!

 
دزدی  
لطیفه های کوتاه

سه نفر میرن دزدی! صابخونه بیدار میشه و دزدا میرن هر کدوم تو یه گونی قایم میشن! صابخونه میاد و به گونی اول لگد میزنه... صدای نون خشک در میاره! به دومی لگد میزنه ... صدای گردو در میاره! به گونی سوم لگد میزنه ... هیچ صدایی در نمیاد ... دویاره محکمتر لگد میزنه ... باز صدا نمیده!؟ دفعه سوم که لگد میزنه یارو با عصبانیت میاد بیرون میگه بابا ... آرده ، آرد ... آرد صدا نداره! میفهمی؟


اهنگ سازی 09353957056

فروشگاه کارا نوین کار